السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شريعت )
50
نمونه هاى ايثار 2 - حضرت زينب ( س ) ( فارسى )
را رو به آسمان بالا برده بود و مىگفت : « پدرم و مادرم فدايشان باد ! سالخوردگانشان بهترين سالخوردگان ، و جوانانشان بهترين جوانان و نسلشان تبارى كريم و فضلشان فضلى است عظيم . » زينب عليها السلام چنين با مردم صريح بود . او حتى نيمواژهاى غيرحق نگفت تا دل مردم را به دست آورد . شايد به اين خاطر بود كه آنها ( كوفيان ) حق را مىشناختند ، ولى از يارى كردنش دست باز داشته بودند . همانند همان انصار و مهاجرانى كه فاطمهء صديقه با آن صداى پرطنين و صاعقهوار خويش مورد خطابشان قرار داد و نيز همينگونه بود آهنگ صداى امام على عليه السلام در آخرين سخنرانيهايش براى مردم كوفه و اين مهمترين درسى است كه مبلغان حسينى بايد از زينب صديقه عليها السلام بياموزند كه به طمع دنيا يا ترس از حاكمان ، با باطلسازش نكنند و از سخن حق خموشى نگزينند . . . . كه صراحت و روشنى لازم است و اگر نه كه هيچ . . . وانگهى ؛ خطابهء زينب دربردارنده عوامل روانى وبرخوردار از عاطفهاى جوشنده و توفنده بود تا آگاهى بخشى معنوى و ابراز دوستى صادقانه با رهبران راستين و دعوت صريح آنها ، و دادن مسئوليت مستقيم به شنونده و مخاطب . درس ديگرى كه بايد مبلغان حسينى از زينب بياموزند اين است كه نبايد تنها به يك يا چند جنبه از مكتب و خط مشى مكتبى كفايت كرد و از طرح ساير جنبهها غفلت كرد .